سيد جعفر سجادى

1315

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

( از كشاف ص 155 - مختصر المعانى ص 4 ) . 3 - عِلمِ بَيان - علم بيان علمى است كه بدان شناخته شود چگونگى ايراد يك معنى بطريق و تراكيب مختلف در وضوح و دلالت بر آن معنى به اين كه برخى از طرق و تراكيب واضح الدلاله و برخى اوضح باشند و بعبارت ديگر در علم بيان طرق استعمال الفاظ را به انسان ميآموزد و انسان فرا ميگيرد كه چگونه يك معنى را به الفاظ و تراكيب مختلف بيان كند در موارد مختلف بالفاظ مختلف كه برخى از آنها واضح الدلالةاند و برخى اوضح و برخى خفى و برخى اخفى و دلالت الفاظ بر معانى يا به مطابقه است يا به تضمين يا التزام و ايراد معنى واحد بطريق مختلف در وضوح بدلالت مطابقى نباشد بلكه در دلالات تضمنى و التزامى است كه دلالات عقلى است زيرا در دلالت وضعى مطابقى اگر شخص عالم به وضع الفاظ باشد براى آن معنى هيچ يك از آن الفاظ اوضح از ديگرى نباشد كه از هيچ يك از آنها اين معنى در نيايد كه برخى واضح و برخى اوضح باشد و اما در دلالات عقلى برخى اوضح باشد و اما در دلالات عقلى است و حكومت عقلى است كه مراتب آن مختلف است زيرا ممكن است مراتب لزوم كلمهء در تضمن و مراتب لزوم لوازم براى ملزوم در التزام مختلف باشد اين معنى در التزام روشن‌تر است زيرا ممكن است يك چيز را لوازم متعدد باشد برخى قريب به معنى مطابقى برخى ابعد ( رجوع شود به مختصر المعانى ص 321 ، 121 ) 4 - عِلمِ مَعانى - علم معانى عبارت از علمى است يا ملكه‌ايست كه بواسطهء آن احوال الفاظ عربى شناخته مىشود و بعبارت ديگر علمى است كه بواسطهء آن ادراكات جزئيه ، ادراك مىشود و معرفت حاصل مىشود باحوال الفاظ و حالات طاريهء بر آنها كه با مقتضاى حال تطبيق ميدهند و بنا بر اين احوال و عوارض الفاظ در علم معانى مورد بحث قرار ميگيرد كه در مقام مطابقت الفاظ با مقتضاى حال به كار آيد نه تمام احوال و عوارض الفاظ زيرا بعضى از احوال و عوارض الفاظ مربوط باصل معانى و براى تأديه معانى است و مربوط به علم صرف و نحو است و برخى از محسنات بديعى است و بعد از مطابقت لفظ است و مقصود از علم معانى محصور در هشت باب مىشود احوال اسناد خبرى ، احوال مسند اليه ، احوال مسند ، احوال متعلقات فعل ، قصر ، انشاء ، قطع ، وصل ، ايجاز و اطناب و مساوات رجوع به معانى بيان . و بالجمله علم معانى عبارت از علمى است كه بواسطة آن احوال الفاظ شناخته مىشود احوالى كه بوسيله آنها مطابقه مقتضاى حال دريافت شود و بنا بر اين در علم معانى بحث از ادغام و رفع و جر و نصب نمىشود بلكه بحث از احوال الفاظ و چگونگى تطابق يا عدم تطابق آنها با مقتضاى حال مىشود و مراد از احوال الفاظ امورى است كه عارض بر آنها مىشود از تقدم و تأخر و حذف و جز آنها . ( از تلخيص ص 15 - 16 ) . 5 - عِلمِ كَلام - علم كلام را علم